پست کردن پرونده کارخانه تعزیرات حکومتی

پست کردن: پرونده کارخانه تعزیرات حکومتی خبر اجتماعی

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!

«ترفند مهدی هاشمی‎نسب فقط این است: «به خاطر مادرم.» یک تکنیک کاملا پوپولیستی و امتحان‌پس‌داده. «پول گرفتم و کلوب عوض کردم و دل سوزاندم و جهت انتقام گرفتن از ۲۰

همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!

همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!

عبارات مهم : ایران

«ترفند مهدی هاشمی‎نسب فقط این است: «به خاطر مادرم.» یک تکنیک کاملا پوپولیستی و امتحان بعد داده. «پول گرفتم و کلوب عوض کردم و دل سوزاندم و جهت انتقام گرفتن از ۲۰ نفر به ۲۰میلیون نفر توهین کردم، چون آسایش مادرم برایم مهم بود.» او با ارجاع دادن مردم به «خلوت» خود و لرزاندن صدا جهت مادرش، تلاش دارد اثبات کند که آدم بی‎احساس و بی‎اخلاقی نیست. انگار که باقی بی‎اخلاق های این جامعه رو به انقراض، مادرشان را دوست ندارند! همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!»

به گزارش آی اسپورت؛«گنده گو و حق به جانب»؛ تصویری که از مهدی هاشمی‎نسب در برنامه نود دیدیم؛ چکیده همان تصویر غالبی است که در این سال ها از فوتبالیست های ایرانی دیده ایم. ستاره های متوقعی که منطق و اخلاق در وجودشان جایی بسیار پایین تر از احساس و هیجان می ایستد.

هاشمی‎نسب موجود خوش صحبتی است ولی لاف زیاد می‎زند. جنوبی‎ها جمیعا اهل اغراق اند. خودشان معتقدند همنشینی با آب و دریا تخیل آدمی را نیرومند می کند ولی دیگران راجع به ارزش می‎گویند لاف زیاد می‎زنند. کریم باوی، یکی از عالی ترین سرزن های تاریخ ایران، یک نمونه جالب از فوتبالیست های جنوبی بود که سال ها قبل راجع به سبک جالبِ سر زدنش توضیح داد: «مکث کردن روی هوا را از بچگی تمرین کرده ام. یک مربی در آبادان داشتیم می‎گفت با سوت من بپرید روی هوا، با سوت من برگردید پایین!» او به جاذبه زمین هیچ اعتقادی نداشت!

همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!

هاشمی‎نسب هم آن قدر به خیلی چیزها بی‎اعتقاد است که می‎گوید: «خودم تعیین می کردم چه دقیقه ای در دربی گل بزنم!» و نمی گوید اگر در دقیقه مورد نظرش توپ در زمین خودشان بود چه می‎کرد. نمی‎گوید در داربی۴۵ هنگامی که فرد ملکیان به عابدزاده گل زد و گل او را پاک کرد، آیا یک دقیقه تازه در محاسباتش تعریف نکرد تا گل بزند و پرسپولیس را برنده بازی کند. اگر او این همه جادو بلد بود، بعد آیا در مصرف آن خساست می کرد و پرسپولیسی ها را حسرت به دل می گذاشت؟

هاشمی نسب تنها بازیکنی نیست که بین تیم های قرمز و آبی جابه جا شده است ولی چندین برابر زیاد از تمام آن بازیکن ها توهین شنیده. او تا اینجای داستان را راست می گوید ولی راجع به چرایی این اتفاق هیچ حرفی نمی‎زند. در تاریخ فوتبال کشور عزیزمان ایران هیچ بازیکنی به اندازه هاشمی‎نسب هواداران حریف را جنبش نکرده هست. او به قول خودش از پرسپولیس رفت چون با یک جمع بیست نفره مسئله داشت ولی هنگام یاغی‎گری و حق طلبی فقط آن بیست نفر را خطاب قرار نمی‎ داد و در وقت کری خواندن همه پرسپولیسی‎ها را به یک چوب می‎راند.

«ترفند مهدی هاشمی‎نسب فقط این است: «به خاطر مادرم.» یک تکنیک کاملا پوپولیستی و امتحان‌پس‌داده. «پول گرفتم و کلوب عوض کردم و دل سوزاندم و جهت انتقام گرفتن از ۲۰

او یکی از معدود بازیکنان تاریخ داربی است که به سمت تماشاگران پرتقال پرتاب کرده است! تماشاگرانی که هیچ یک از آن بیست نفر در میان ارزش ننشسته بود. او مردی بود که پول می‎داد و جهت خودش فحش می‎خرید. خب علاقه داشت لابد. عجیب هم نیست. در این شهر مردانی زندگی می کنند که اگر یک روز را بدون دعوا و کتک کاری بگذرانند شب خواب ارزش نمی‎برد. قولنجِ بدن ارزش فقط با کتک باز می‎شود. قولنج مهدی هم فقط با فحش باز می‎شد.

برای گرفتنِ ژست حق به جانب و فرار از تمام این واقعیت ها، تکنیک مهدی هاشمی‎نسب فقط این است: «به خاطر مادرم.» یک تکنیک کاملا پوپولیستی و امتحان بعد داده. «پول گرفتم و کلوب عوض کردم و دل سوزاندم و جهت انتقام گرفتن از ۲۰ نفر به ۲۰میلیون نفر توهین کردم، چون آسایش مادرم برایم مهم بود.» او با ارجاع دادن مردم به «خلوت» خود و لرزاندن صدا جهت مادرش، تلاش دارد اثبات کند که آدم بی‎احساس و بی‎اخلاقی نیست.

انگار که باقی بی‎اخلاق های این جامعه رو به انقراض، مادرشان را دوست ندارند! همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب! تمام دزدها، مال دزدی را با خانواده ارزش قسمت می‎کنند. تمام گرگ های این اجتماع، گوسفندانِ دریده را با خانواده ارزش دور هم می‎خورند. حتی قاتل های بی‎رحمِ زندانی در بندِ شرارتی‎های قزل حصار، روزهای حبس را به امید ملاقات با مادر و تر کردن گونه ها می‎گذرانند! از خرج کردن نام مادر هیچ اعتباری به دست نمی‎آید. چون مادر، آن طرف تمام این مرزبندی‎ها ایستاده است.

همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!

مهدی هاشمی‎نسب آدم خوش صحبتی است ولی مسئله در تناقض هایی است که از میان گفته هایش بیرون می‎زند. می‎گوید حالا استقلال را زیاد از پرسپولیس دوست دارد و آرزویش پیروزی آبی‎هاست ولی هیچکس یادش نرفته که هنگامی که بساط بازی پرسپولیس و میلان پهن شد به سرعت خودش را به اردوی پیشکسوتان پرسپولیس رساند تا برابر ستاره های میلان بازی کند! اگر هجوم هواداران و فشار همه جانبه آنها نبود، شاید مهدی می‎توانست زیاد از دو روز در اردوی سرخ ها بماند و افتخار بازی کردن جلوی مالدینی را به رزومه اش اضافه کند. آن هم با لباسی که اصلا رنگش را دوست ندارد! او اعتقاد است با گلش پرسپولیسی‎ها را سوزانده، حال آن که پرسپولیسی‎ها فقط ۲دقیقه بابت آن گل ناراحت بودند و بعد از آن با قیچی برگردان علی کریمی خوشحال و سرمست به منزل هایشان رفتند. لابد در آن لحظات مهدی هنوز کنار زمین خواب بوده است.

به نظر می‎رسد او بعد از غش کردن کنار زمین، هنوز به هوش نیامده چون هم از گل مساوی حریف و اتفاقات بعدی بی‎خبر است و هم از همبازی‎ها و همدوره هایش حسابی عقب مانده است.

«ترفند مهدی هاشمی‎نسب فقط این است: «به خاطر مادرم.» یک تکنیک کاملا پوپولیستی و امتحان‌پس‌داده. «پول گرفتم و کلوب عوض کردم و دل سوزاندم و جهت انتقام گرفتن از ۲۰

در روزهای بیهوشی هاشمی‎نسب اتفاقات زیادی افتاد. تیم ملی کشور عزیزمان ایران که با تزلزل همین بازیکن برابر سامی‎الجابر، از جام جهانی ۲۰۰۲ بازمانده بود به جام جهانی ۲۰۰۶ افزایش کرد. خیلی از همدوره های مهدی در این تیم بازی کردند. بختیاری‎زاده و گل محمدی که هر دو از مهدی مسن تر هستند در این جام گل زدند و درست در همان روزها مهدی هاشمی‎نسب در لیگ یک کشور عزیزمان ایران جهت تیم عقاب بازی می‎کرد! او بعدها به واسطه رفاقت با خداداد به ابومسلم و سیاه جامگان و خبر مشهد هم رفت تا فوتبالش را در پایین ترین سطح ممکن تمام کند. می‎بینید؟ در آخر آن سال های پر از هیاهو و عربده، حالا نه پرسپولیسی ها مهدی را دوست دارند نه استقلالی ها؛ خودش مانده و خداداد عزیزی!»

همه مادرشان را دوست دارند آقای هاشمی‎نسب!

واژه های کلیدی: ایران | ایرانی | پرسپولیس | پرسپولیس | مهدی هاشمی | تاریخ ایران | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz